تبليغاتX
تنهاترین تنها

تنهاترین تنها

تنها

کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است ؛

 آرامگاهت غرقه به زير آب است ؛

اينبار نه بيگانه که دشمن ز خود است ؛

صد ننگ به ما که روح تو بي تاب است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 12:13  توسط تنها ترین تنها  | 

سلام

m؟؟؟ فک کنم بشناسمت! خبری ازت نیست!

شمارتو گم کردم

خانواده چطورن؟ هنوزم دعوا دارین؟1چیزی از خودت بزار تا جوابتو بدم

منتظرم...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 20:47  توسط تنها ترین تنها  | 

من اومــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمــــــــ

بعد مدتها اومدم

چون ۲نفر برام آپ گذاشتن!

فقط ۲نفر!

اونم چند ماه پیش....

اگه بودنم در کنار آدمای تنهایی مثه خودم قوت قلبه

پس من اومدم بچه ها

اینجا شکلک بغل نداره؟!

چه بد!

سلام!

سال نوت مبارک

دوست دارم

تو رو 

 که هنوز به یادمی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 13:33  توسط تنها ترین تنها  | 

دارم ديوونه ميشم

من ديگه رفتم.بدي يا خوبي ديديد حلال كنيد

نتونستين دركم كنين.هيچكس نتونست

ميدونم كه گريه هام بي اثره

دلتون از چشمام بي خبره

ميدونم....

خداحافظ همين حالا

همين حالا كه من تنهام

 

همين حالا كه تر شده چشمام

همينه رسم اين دنيا

خداحافظ همين حالا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 1:13  توسط تنها ترین تنها  | 

وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود!

وقتی شب،شب سفر بود

توی کوله بار وحشت

وقتی همسایه کسی بود

واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیه ی شب

تپش هراس من بود

<وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود>

سلام.حوصله احوال پرسی ندارم چون از همتون دلگیرم.از همه از شما از...

یارو میاد تو وبلاگ میگه آپت خیلی قشنگ بود!میای لینکم کنی؟

آخه بنده های خدا شما که مطلبو نمیخونید چرا تعریف میکنید؟

آخه خبر مرگم آپ قشنگیه؟؟؟بابا ایول الله

باز هی بیاین بگین چرا من میگم کسی دوسم نداره؟

۱خبر بد واستون دارم!دکترم گفته:قلبت بهتر شده و موندنی هستی!

ولی هنوزم درد دارم اما

دیگه مردنی نیستم.حالا دلتون خنک شد؟هی حسودی میکردین که

آرزوم برآورده شد که اینم

اینجوری از آب در اومد.این ۱هفته برام مثه ۱سال گذشت.با این که عقد

 خواهرم بود و لبخند روی لبم

اما...

نميدونم چم شده.نمیدونم...

داره سخت میگذره...دارم تو این دنیا خفه میشم.چرا کسی درکم

نمیکنه؟

یکی از بچه هی وبلاگ هم که تو بیمارستان.منم که عین دیوانه ها

آبغوره گرفتم

و هی خودم و به در ودیوار میزنم که چرا اون بیمارستان.براش دعا

کنید خوب بشه

از ۱طرف دیگه هم ،یکی از کسایی که عاشقانه دوسش دارم و جزو

بچه های وب هست

یعنی آبجی فرناز تنهام گذاشته

۱طرف فکر مرگ ۱طرف فکر تنهایی ۱طرف فکر این که من میتونم با

شما باشم

۱طرف به وجود اوردن لبخند روی لبای شما ۱طرف مرگ آرزوهام.همه

وهمه داره داغونم میکنه

شما هم که در عرض سیم سوت ثانیه آدمو فراموش میکنید.منم که

اینجا کشکم.انقد اعصابم

خورده که دلم میخواد این کامپیوترو بشکونم حیف که تو کافینتم.

از محمدامین،دختری از

خزان،پویا،شانیا،نوید،یکی از

بنده هاش،خاک،تینا،حرف های تنهایی و...

واقعا ممنونم که تواین مدت با من بودید

من میخوام این وب رو رها کنم به امان خدا

تا حالا که اینجا بودم کسی درکم نکرد کسی برای من وتا آخر با من نبود

آرزوم درست کردن وب بود.حاضر بودم تمام دنیارو بدم تا۱وب درست کنم

تا بتونم رفقای زیادی پیدا کنم که از ته دل همدیگرو دوست داشته

باشیم اما...

یادمه شبا که میخوابیدم تا ۱هفته پیش،با خودم میگفتم اگه الان

محمدامین پیشم بود

برام شعر میگفت اگه دختری از خزان بود باهام همدردی میکرد اگه

 حرف های تنهایی بود راهنماییم

میکرد اگه سامان بود خوشحالم میکرد اگه فاطمه بود...

راستی به وبلاگ نوید:پسر مرده و حرفای تنهایی برید وبگید برگردن

من رفتم اگه میخواین بمونم باید تا آخر هفته ۱۰۰تا نظر در مورد حرفای دلم بهم بگید

تا آخر هفته وقت دارید.شاید خداحافظ برای همیشه

دوست نزدیک تر از من به من است

وین عجب تر که من از وی دورم

چه کنم با که توان گفت که او

در کنار من ومن مهجورم

من میخوام حرف دل باشه نظراتتون.

میلاد سرورم

کسی که باعث شد باشم

{ ضامن آهو }

مبااااااااااااااااااااااااااارک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:20  توسط تنها ترین تنها  | 

31/5/...روز تنها شدن تنهاترین تنها(موج مرده)

سلام به همگی

میخوام از ۳۱مرداد بگم از ۱تولد اشتباه از به وجود آمدن من

آره هیچ کی منو نمیخواد همش دروغ دروغ....

خستم خسته میفهمی؟؟؟

همین آپ قبلی رو حتما بخون چون خبره مرگمو بهت میده بهترین خبر....

همه از شنیدنش خوشحال شدن حتی بچه های وب

فهمیدم اضافم فهمیدم....

دارم میرم بدون من خوش بگذرونین

از خداتون بود آره؟به آرزوتون رسیدین.بخندین بخندین

من رفتم و یک تولد هم با کلی اشک وچشمای خونی ودستی لرزون وتن کبود گذشت....

گذشت...

             گذشت....

                           گذشت...

من رفتم تو بمون با خاطراتم

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 13:8  توسط تنها ترین تنها  | 

اعتراف....

سلام.خوبین.خبر....خبر خوش....

اول میخوام از اتفاقی که برام افتاد براتون بگم.شاید گفتنش درست نباشه اما میگم

من ۱مدت به خاطر اتفاقات بدی که برام افتاده بود با خدا قهر کردمو نماز نمیخوندم!

بعد به خاطر ریاست در جایی!!!؟،مارو بردن همایش.من دلم خیلی گرفته بود  همون

موقع زنگ زدن گفتن دوستم تصادف کرده امکان داره....منم چون۱هفته قبلش یکی از دوستای

دیگم فوت کرده بود حالم بد بود تا مرز خودکشی رفتم منو بستن به صندلی!!!!نذاشتن از جام جم

بخورم بعد این خبرو که شنیدم بدتر شدم.همه اونجا نماز میخوندن غیر از من

هیچ کی از راز من با خبر نیست غیر از ۲تا دوستام که نبودن یهو دیدم ۱آقایی اومد تمام

بدبختی هامو بهم گفت!!!!

بعد بهم گفت عزیزم تو تنها نیستی من وخدا باهاتیم

بهم گفت خدا داره صدات میزنه،چرا جوابشو نمیدی؟  چرا نمازتو نمیخونی؟؟؟

من سکته زدم!!یهو از چشام اشک اومدو خواستم بغلش کنم

گفت انقد عصبانی نباش ناراحت نباشو...تو خوشبخت میشی و. به آرزوت میرسی

همین که اومد دستمو بگیره تا بغلش کنم یکی از بچه ها صدام زد و غیب شد

کلی چیز بهم گفت!!! بعد از اون مسافرت ۲باره قلبم شروع کرد به درد گرفتن رفتیم ۲کتر

دکتر به پدر ومادرم گفت:بچتون تا ۲ماه دیگه زنده هست بعد.فاتحه

فکرشو بکن انقد خوشحال شدم که..........ولی پدر و مادرم.خانوادم.....

دااااااااااااااااااااااااارم به آرزوم میرسم ای جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااان

اما مطلب امروز تنهاترین تنها:اعتراف

خارها

خوار نیستند

شاخه های خشک

چوبه های دار نیستند

میوه های کال کرم خورده نیز

روی دوش شاخه بار نیستند

پیش از آن که برگ های زرد را

زیر پای خویش سرزنش کنی

خش خشی به گوش می رسد:

برگ های بی گناه

با زبان ساده اعتراف می کنند

خشکی درخت

از کدام ریشه آب میخورد؟؟؟!!!

دوستون دارم رفیقای مهربونم

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:46  توسط تنها ترین تنها  | 

سلام

بچه ها خوبین؟دلم گرفته از آدما

میخوام بمیرم

دوست داشتن؟؟؟؟

خیلی مذخرفه.خیلی....

همش دروغ.......

عشق ارزان شده است

و قلب های تقلبی  زیاد

لطفا مواظب باشید

و <<دوستت دارم>> را

ـتا سقوط سکهـ

جدی نگیرید!

واسه مرگم دعا کنید

ای دنیا.......

خستم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 13:10  توسط تنها ترین تنها  | 

خسته شدم از زندگی.خسته شدم خسته....

سلام.خوبید؟؟؟من حالم خوب نی

دارم دیوانه میشم.خدایا چطور میشه به اطرافیان

اعتماد کرد؟؟؟

عشق،دوست داشتن،زندگی

چه چیزای مذخرفی

عشق:

پسرا=روابط جنسی

دخترا=پیچوندن پسرا و سوءاستفاده کردن از اونا از نظر

مالی

دوست اشتن؟!

اصلا پیدا نمیشه.اگه هم بشه....

زندگی.زندگی.زندگی

بی معنی ترین کلمه ای هست که روی لب هامه

مرگ بر زندگی

این خاک پیر

هر روز

از آدم ها لقمه بر می گیرد و

پروارتر می شود

و ما هر روز

با چوپان مرگ

به چراگاه می رویم

و هرگز نمی پرسیم:

چرا؟؟!

دیروز ۱هواپیما با کلی جوون

امروز ۱پسر جوون و غریبه:مانی سهائی

و رفتن۱بی کس به کام مرگ ولی ماندن در این جهنم:

تنهاترین تنها

و فردا....

           فردا......

                      فردا.....

اللهم عجل لولیکل فرج

{فاتحه یادتون نره}هم برای اونایی که رفتن هم برای منی که ۲باره تا دم مرگ رفتم و برگشتم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 12:55  توسط تنها ترین تنها  | 

خدایا شکرت......

روزی مردی خواب عجیبی دید

او خواب دید که پیش فرشته هاست و آنها را نگاه میکند

هنگام ورود دسته بزرگی از فرشته ها را دید که تند تند

نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می آورند را باز

میکنند و داخل جعبه می اندازند

مرد از فرشته ها پرسید:

شما چکار میکنید؟؟!!

یکی از فرشته ها گفت:

اینجا بخش دریافت است

ما دعاهای مردم را که از زمین برای خدا می فرستند

را تحویل می گیریم

مرد کمی جلوتر رفت ودید

تعدادی از فرشته هانامه ها را داخل پاکت گذاشته

و آنها را توسط پیک ها به زمین می فرستند

مرد پرسید:

شما چکار میکنید؟؟؟!!

یکی از فرشته ها با عجله گفت:

اینجا بخش ارسال است

ما لطف و رحمت خدارا برای بنده هایش می فرستیم

مرد کمی جلوتر رفت ودید

یک فرشته بیکار نشسته است

مرد با تعجب از فرشته پرسید:

شما چکار میکنید؟؟!!

فرشته جواب داد اینجا بخش تصدیق نامه هاست

و من منتظر جواب های مردم هستم تا جواب رحمت خدا

را بدهند

مرد گفت:پس شما چرا انقدر بیکارید و نامه های اندکی

دارید؟مردم باید چه جوابی به شما بدهند؟

فرشته با آهی گفت:

فقط باید بگویند:

خدایا شکر!!!!

خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر

که داده ات نعمت

و گرفته ات امتحان

و نداده ات حکمت است

خدایا ممنون از این که تنهام گذاشتی .خدایا شکرت...

ممنون از این که هر شب کارم گریست و تکیه گام ۱دیوار سرد و جام ۱اتاق تاریک.خدایا شکرت

ممنون از این که کسی درکم نمیکنه و دوسم ندارن.خدایا شکرت

و ممنون از این که منو تو باتلاق تنهایی رها کردی و من همچنان دارم دست وپا میزنم

خدایا شکرت....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 11:43  توسط تنها ترین تنها  |